تبلیغات
نسل سوخته
دیدگاه () | یکشنبه 3 مهر 1390 | دسته‌بندی: مذهبی,

سید مهدی غنی

این روزها از میان مقولات دینی بیش از همه از امام‌زمان و ظهور او سخن گفته می‌شود. گروهی بر این باورند که ظهور ایشان بسیار نزدیک است، گویا آنها ازسوی امام زمان مأموریت‌هایی دارند  و الهاماتی دریافت می‌کنند. آنان با تعبیر برخی علائم ظهور و تطبیق آنها با مصادیق امروزین چنین القا می‌کنند که از یاران نزدیک امام غایب بوده و از زمان ظهور ایشان آگاهند. تولید و توزیع سی‌دی ظهور یکی از این موارد بود که با برخورد قضایی نیز روبه‌رو شد. این مسئله موجب تشویش برخی اذهان معتقدان مذهبی شده و واکنش‌های برخی روحانیون را نیز برانگیخته است. حتی چندی پیش برخی برنامه‌های اجرایی دولتی مثل یارانه‌ها را نیز به امام‌زمان منتسب کردند که گویی ایشان به کسانی پیام و دستور می‌دهند. این عده با ادعای نزدیکی به امام‌زمان خود را دارای اعتبار و حق ویژه‌ای می‌دانند و بقای خود را ضامن اجرای بقای اسلام و زمینه‌ساز ظهور می‌شمرند....


 

در کنار نقدهایی که ازسوی روحانیون و مراکز دینی به افکار این جریان شد، نکته‌ای قابل تأمل وجود دارد که شاید کمتر به آن توجه شده است و چه بسا برخی افراد معتقد به این مسائل نیز از آن غفلت ورزیده باشند. واقعیت این است که از این‌گونه مدعیات در طول تاریخ و در عصرکنونی فراوان مطرح شده است، از این‌رو باید با ملاک‌ها و شاخص‌های معتبر دینی و عقلی مورد سنجش قرار گرفته و صحت و سقم این ادعاها مشخص شود.

 

 

مهمترین شاخص‌ها و محکمات اسلامی کتاب آسمانی قرآن است. حتی در اعتقادات شیعی که اعتقاد به امامت و عترت ویژگی خاص آن است نیز اعتبار و اهمیت قرآن پابرجاست. این وصیت پیامبر مورد تأیید همه علما و معتقدین شیعی است که فرمود: إنِّی تارِكٌ فِیكُمْ الثَقَلَین كِتابَ‌الله وَ عِترتی َلَنْ یَفْتَرِقَا حَتّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ...» که در برخی روایات «کتاب‌الله و سنتی» نیز آمده است.

 

طبق این شاخصه، عترت یا امامت مقوله تفکیک‌ناپذیری از کتاب است. نمی‌شود یکی را گرفت و نسبت به دیگری بی‌اعتنا بود. حتی در برخی روایات گفته شده که معیار سنجش و اعتبار سنت و کلام معصوم (ع) نیز قرآن است و هر روایتی با قرآن مطابقت نداشته باشد دورریختنی است. امام‌خمینی اصل تفکیک‌ناپذیری امامت و کتاب را  چنین تشریح کرده است: «شاید جمله «لن یفترقا حتی یردا علی الحوض‏» اشاره ‏باشد بر این‌كه پس از وجود مقدس رسول‌الله(ص) هرچه بر یكی از این دو گذشته است ‏بر دیگری گذشته است و مهجوریت هریك، مهجوریت دیگری است، تا آنگاه كه این‏ دو مهجور بر رسول‌خدا در «حوض‏» وارد شوند... اكنون ببینیم چه گذشته است ‏بر كتاب خدا، این ودیعه الهی و ماترك پیامبر اسلام مسائل ‏اسف‌‏انگیزی كه باید برای آن خون گریه كرد، پس از شهادت حضرت‌علی(ع) شروع‏شد، خود خواهان و طاغوتیان قرآن‌كریم را وسیله‌‏ای كردند برای حكومت‏های ضد قرآنی... و با قرآن در حقیقت قرآن را كه برای بشریت تا ورود به حوض، بزرگترین‏ دستور زندگانی مادی و معنوی بوده و هست، از صحنه خارج كردند.»

 

اکنون از نحله مزبور باید پرسید در زمانه‌ای که قرآن در جامعه مهجوراست و ما در مناسبات جاری نقشی از آن نمی‌بینیم، زمینه ظهور امام غایب چگونه فراهم شده است؟ مگر نه این است که مقدمه ظهور امام، ظهور قرآن و کتاب خداست؟ مگر نه این است که این دو از هم تفکیک‌ناپذیرند؟ اساساً اگر قرآن از صحنه دور نمی‌شد و مناسبات حاکم بر محور خدا می‌چرخید چه نیازی به غیبت امام بود؟

 

وقتی خلفای اموی و  عباسی سلطنت موروثی را به‌جای حاکمیت عدل الهی نشاندند و تمایلات خود را به‌جای قانون عادلانه و قرآن بر جامعه حاکم کردند، طبیعی است تحمل دیدن و حضور امام عادل را نداشته و کمر بر حذف و قتل آنان ببندند؛ در چنین شرایطی بود که غیبت ضرورت پیدا کرد. اگر ما به‌راستی خواهان ظهور و برقراری حکومت عدل هستیم، راه مگر جز این است که در ظهور و ثبوت قرآن و تحقق آن بکوشیم؟ وقتی علت غیبت برطرف شود طبیعی است ادامه آن ضرورتی نخواهد داشت. چگونه می‌شود نسبت به مهجور و غایب‌بودن قرآن بی‌توجه بود و از ظهور امامت دم زد؟ درحالی‌که امروز جامعه ما از حقیقت قرآن بسیار دور است و قرآن در میان مناسبات اجتماعی مهجور. تنها تلاش برای تحقق قرآن و از غربت درآوردن آن است که زمینه‌های ظهور را فراهم می‌کند. شاید گفته شود این همه مسابقات قرآنی و جلسات قرائت و حفظ قرآن مگر ارج‌گذاری بر قرآن نیست.  پاسخ را بهتراست از زبان امام‌خمینی(ره) بشنویم: «...اسلام امروز مظلوم است و قرآن مهجور است. احكام قرآن مهجور است به اینكه در مأذنه‏ها اذان مى‏گویید و نماز مى‏خوانید و اكثر احكام سیاسى اسلام را اعتنا به آن ندارید، از مهجوریت بیرون نمى‏رود قرآن. البته قرائت قرآن و حاضر بودن قرآن در تمام شئون زندگى انسان از امور لازم است، لكن كافى نیست. قرآن باید در تمام شئون‏ زندگى ما حاضر باشد. قرآن وقتى مى‏فرماید: وَ اعْتَصِمُوا بِحَبلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا، [آل‌عمران:103] مى‏فرماید: وَ لا تَنازَعُوا فَتَفشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُكُم؛ [انفال:46] این‌طور احكام مترقى سیاسى كه اگر  به آن عمل بشود سیادت عالم مال شماست. این قرآن را مهجور كردیم همه و اعتنا نكردیم به این مسائل. باید قرآن در همه شئون وارد بشود، قرائت قرآن باید بشود. قرآن، ذكر، همه باید در همه جا باشد. در همه شئون انسانى اسلام باید قرآن وارد بشود، لكن بعضش باشد و بعض نباشد، اشكال است؛ اشكال در موارد دیگر نیست.

 

یكى از مراتب مهجوریّت از قرآن و مهجور گذاشتن قرآن، كه از همه شاید تأسفش بیشتر است، این است. چنانچه در كریمه شریفه فرماید: وَ قالَ الرَّسُولُ یا رَبِّ انَّ قَوْمى اتَّخَذوُا هذا القُرآنَ مَهْجُوراً. [فرقان:30]  مهجور گذاردن قرآن مراتب بسیار و منازل بى‏شمار دارد كه به عمده آن شاید ما متّصف باشیم. آیا اگر ما این صحیفه الهیّه را مثلًا جلدى پاكیزه و قیمتى نمودیم و در وقت قرائت یا استخاره بوسیدیم و به دیده نهادیم، آن را مهجور نگذاشتیم؟

 

آیا اگر غالب عمر خود را صرف در تجوید و جهات لغویّه و بیانیّه و بدیعیّه آن كردیم، این كتاب شریف را از مهجوریّت بیرون آوردیم؟ آیا اگر قرائات مختلفه و امثال آن را فرا گرفتیم، از ننگ هجران از قرآن خلاصى پیدا كردیم؟ آیا اگر وجوه اعجاز قرآن و فنون محسّنات آن را تعلّم كردیم، از شكایت رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلم مستخلص شدیم؟ هیهات! كه هیچ یك از این امور مورد نظر قرآن و مُنَزِّلْ عظیم الشأن آن نیست. قرآن كتاب الهى است و در آن شئون الهیّت است؛ قرآن حبل متّصل بین خالق و مخلوق است و به وسیله تعلیمات آن باید رابطه معنویّه و ارتباط غیبى بین بندگان خدا و مربّى آنها پیدا شود؛ از قرآن باید علوم الهیّه و معارف لدنّیّه حاصل شود. رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله به حسب روایت كافى شریف فرموده: انَّمَا الْعِلْمُ ثَلاثَةٌ :آیه مُحْكَمَةٌ؛ وَ فَریضه عادلهٌ؛ و سُه قائِمه....

 

همین واقعیت را مؤلفان تفسیر نمونه ذیل آیه 30 سوره فرقان به تفصیل گفته‌اند. در ذیل آیه: «قال‌الرسول ربی ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا» در این تفسیر می‌خوانیم:

 

«هم‌اکنون اگر به وضع بسیاری از کشورهای اسلامی نظر بیفکنیم می‌بینیم قرآن در میان آنها به صورت یک کتاب تشریفاتی درآمده است. تنها الفاظش را با صدای جالب از فرستنده‌های خود پخش می‌کنند و جای آن در کاشیکاری‌های مساجد به‌عنوان هنر معماری است. برای افتتاح خانه نو، حفظ مسافر و شفای بیماران و حداکثر تلاوت برای ثواب  استفاده می‌شود  حتی گاه که با قرآن استدلال می‌شود هدفشان اثبات پیشداوری‌های خود به کمک آیات به روش انحرافی تفسیر به رأی است. در بعضی کشورهای اسلامی مدارس پر طول و عرضی به‌عنوان مدارس تحفیظ‌القران دیده می‌شود، گروه عظیمی از دختران و پسران به حفظ قرآن مشغولند، درحالی‌که اندیشه‌های آنها گاهی از شرق  و گاهی از غرب  گرفته شده است، قوانین و مقررات از بیگانگان از اسلام گرفته شده است و قرآن پوششی است برای خلافکاری‌هایشان. آری امروز پیامبر(ص) فریاد می‌زند خدایا قوم من قرآن را مهجور داشتند، مهجور از نظر مغز و محتوا، متروک از نظر اندیشه و تفکر و متروک از نظر برنامه‌های سازنده‌اش.»(3)

 

اما از وضعیت کشورهای اسلامی و مناسبات سیاسی و اجتماعی همه که بگذریم برای درک مهجوریت قرآن کافیست نگاهی به حوزه‌های علمیه که ‌باید مروج فرهنگ قرآنی باشند بیندازیم. این مقوله را نیز بهتراست از زبان کسی بشنویم که خود اِشراف کامل بر وضعیت حوزه‌ها داشته و نیز با فرهنگ قرآن آشناست.

 

مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ذیل آیه 122 سوره توبه که ضرورت تفقه در دین را عنوان می‌کند، با استناد به مدلول آیه مزبور نتیجه می‌گیرند که فقه رایج در حوزه‌های علمیه با آنچه مورد نظر قرآن بوده است متفاوت است. ایشان می‌فرماید: «مقصود از تفقه در دین فهمیدن همه معارف دینی از اصول و فروع آن است، نه خصوص احکام عملی که افعلاً در لسان علمای دین کلمه فقه اصطلاح در آن شده است، به‌دلیل آن‌که می‌فرماید ولینذروا قومهم، قوم خود را انذار کنند و معلوم است که انذار با بیان فقه اصطلاحی، یعنی با گفتن احکام عملی صورت نمی‌گیرد، بلکه احتیاج به بیان اصول عقاید دارد. »

 

بنابراین اگر سخن گفتن از امام زمان با انگیزه الهی و اسلامی است، و اگر کسی واقعاً جوینده ظهور ایشان است باید در تحقق قرآن و از غربت درآوردن آن بکوشد، راهی بیابد که اولاً رجوع به قرآن در حوزه‌ها و جامعه رواج یابد و ثانیاً کوششی شود تا به‌جای اینکه از فیلتر منطق‌های وارداتی یونانی و غربی به تفسیر قرآن بنشینیم به منطق توحیدی و  قرآنی دست یابیم.

 

                                                                                      گروه تحقیق - مذهبی

امتیاز دهی: