
خشونت، همواره در سرگرمی نقش داشته است. اما براساس اتفاقنظر عمومی در حال افزایش، درسالهای اخیر، تغییراتی در خشونت رسانهای رخ داده است....
گای پاکوئت و جاکوز گایس، استادان دانشگاه لاوال، شش شبکهی تلویزیونی مهم کانادا را در دورهای 7 ساله مورد بررسی قرار دادهاند، از جمله فیلمها، سریالهای کمدی، دراماتیک و برنامهسازی (تنظیم برنامه) کودکان (به جز کارتونها). نتایج این تحقیق نشان میدهد که بین سال های 1993 تا 2001، خشونت فیزیکی تا 378 درصد افزایش داشته است. شوهای تلویزیونی در سال 2001 به طور متوسط، 40 صحنهی خشن در ساعت نمایش میدادند.
مخاطبان فرانسهزبان، بیشترین تماشاچی خشونتها بودهاند. با وجود آنکه خشونت فیزیکی در شبکههای سهگانه انگلیسی زبان مورد مطالعه، 183 در صد افزایش داشته، این افزایش در شبکههای فرانسوی زبان 540 درصد بوده است. شبکهی تی.کیو.اس (TQS)، در میان شبکههای بررسی شده، در میزان نمایش صحنههای خشن فیزیکی، میزان 49 درصد را به خود اختصاص داد.
از سوی دیگر، کانادایی ها به شدت تحت تأثیر برنامههای آمریکایی هستند. پاکوئت و گایس دریافتند که بیش از80 درصد خشونتهای تلویزیونی که در کانادا روی آنتن میرود، از آمریکا نشأت میگیرد. این دو محقق حدس میزنند که شبکههای فرانسوی زبان، بیش از سایر شبکهها حادی صحنههای خشن هستند، زیرا این شبکهها بیشتر از سایرین، فیلم پخش میکنند و این شاید در نتیجهی بودجهی کمتر برای تولید برنامه باشد.
در برنامههای تولید کانادا، خشونت بیشتر در شبکههای خصوصی وجود دارد؛ این شبکهها، سه برابر شبکههای دولتی صحنههای خشن پخش میکنند. به طور کلی، 9/87 درصد صحنههای خشونتآمیز قبل از ساعت 9 عصر پخش میشود و 39 درصد آنها پیش از ساعت 8 عصر، یعنی درست زمانی که انتظار میرود کودکان مشغول تماشای تلویزیون باشند.
اکنون، نمایش حرکت آهستهی گلولههایی که در سینهی افراد و جسد مردگانی که در دریای خون فرو رفتهاند، خوراکی عادی به شمار میآیند. میلیونها تماشاچی در سطح جهان که بسیاری از آنها کودکان هستند، برنامهی سرگرمی کُشتی دنیای زنان را تماشا میکنند. کُشتیگیرانی را که سعی میکنند موهای یکدیگر را بکنند و لباس از تن یکدیگر درآورند و یکی از پر فروشترین بازیهای ویدئوی جهان، Auto، به گونهای برنامهریزی شده که کاربر پس از انجام رابطهی جنسی با یک خودفروش، او را تا حد مرگ، با چوب بیسبال مورد ضرب و شتم قرار میدهند.
PG: فیلمهایی که بچهها برای دیدشان به راهنمایی والدین نیاز دارند!
والدین پرمشغلهای که میخواهند فرزندانشان را از تأثیر خشونت رسانهای درامان بدارند، وظیفهی سنگینی بر دوش دارند. طبق تحقیق CMPA، خشونت در تمام شبکههای تلویزیونی مهم و ایستگاههای کابلی وجود دارد، بنابراین بیندگان تلویزیونها، ناگزیر از دیدن آن هستند.
پوشش خبری شباهنگی، نگرانی دیگری است. با وجود آنکه نرخ جرایم خشونت آمیز در آمریکای شمالی، رو به کاهش است، اما تصاویر نارحت کننده از اینگونه جرایم همچنان بخش عمدهی گزارشهای جزی را تشکیل میدهند.
از آن جا که برنامههای خبری با دیگر رسانهها بر سر تعداد مخاطب رقابت دارند، بسیاری از تولیدکنندگان خبر معتقدند که خشونت و مرگ، تعداد مخاطبان را افزایش میدهد اما اخبار خوب چنین خاصیتی نداند.
به همین ترتیب، طبقهبندی فیلمها از این نظر که والدین را راهنمایی کنند تا دریابند چه شوها یا فیلمها برای فرزندانشان نامناسب هستند، مانند گذشته قابل اعتماد نیستند. فیلمهای ردة PG - 13 (تماشای این فیلم برای بچههای زیر 13 سال ممنوع است مگر با حضور والدین) بیش از فیلمهای ردة R (تماشای این فیلم برای نوجوانان زیر 17 سال بدون حضور والدین ممنوع است) پولساز هستند و در نتیجه، صنعت تولید فیلم با «افزایش شمار بینندگان» مواجه شده است؛ فیلم و شوهایی که اتحادیهی فیلمهای متحرک آمریکا (Motion Picture AssoCiation) در گروه R قرارمیداد، اکنون به عنوان PG - 13 طبقهبندی میشوند تا گیشهها و مراکز اجارهی فیلم به سود بیشتری برسند.
در سالنهای نمایش فیلم، این که چه کسی چه چیزی را تماشا میکند، تحت کنترل است. اما در منازل کمتر پیش میآید که کودکان را از تماشای یک فیلم غیرمجاز از شبکهاای خصوصی از خیل شبکههای تلویزیونی باز دارند. همچنین کودکان ممکن است به بازیهای ویدئویی بزرگسالان نیز در فروشگاه بازیهای ویدئویی محلی دسترسی پیدا کنند. کمیسیون بازرگانی فدرال آمریکا در دسامبر 2001 اعلام کرد که خردهفروشان، به 87 درصد نوجوانان 13 تا 16 سال بدون همراه، اجازهی خرید بازیهای ویدئویی گروه «بالغ» را دادهاند.
از آنجا که اغلب کودکان آمریکایی اسباب سرگرمی مخصوص به خود دارند، نظارت بر آنها کمی مشکل ساز میشود. بر اساس اعلام مرکز سیاست اجتماعی/ عمومی آننبرگ Annenberg)) 57 درصد کودکان 8 تا 16 سال در اتاق خود دستگاه تلویزیون دارند و 39 درصد آنها نیز وسایل بازی و سرگرمی در اختیار دارند.
هنگامی که اِمینم، خوانندهی جنجالبرانگیزه رپ در سال 2000 وارد تورنتو شد، سیاستمداران و فعالان از دولت خواستند از ورود او جلوگیری شود، (که البته چنین نشد) به این دلیل که اشعار او تنفر نسبت به زنان را ترویج میکرد. برای نمونه، یکی از آوازهای او به نام کیم (Kim)، در یک نماآهنگ او را نشان میداد که در حال به قتل رساندن همسرش بود، و آواز دیگرش به نام تو را میکشم (Kill You)، چگونگی تجاوز و قتل مادرش را تشریح میکرد.
علیرغم (یا شاید به دلیل) ترویج خشونت از سوی او، این خواننده همچنان موفقیت بازرگانی کسب میکند. آلبوم مارشال مدرس (Marshal Mathers) او پس از انتشار، 679567 نسخه در کانادا، در سال 2000 فروش کرد و پرفروشترین آلبوم سال شد. و شوی امینم (Eminem Show) همین خواننده در سال 2000، ماهها پربینندهترین شوها بود و تقریباً 18000 نسخه در هفته فروش داشت.
موفقیت اِمینم استثنایی نیست. اشعار فوقالعاده خشن، راه خود را به صنعت موسیقی باز کردهاند. بزرگترین شرکت تولید موسیقی دنیا، به نام گروه موسیقی جهانی (Universal Music Group) از سه خواننده به نامهای امینم، دکتر دری (Dr Dre) و لیمپ بیزکیت (Limp Bizkit) به عنوان خوانندگانی نام میبرد که بیش از هر کس دیگری، به سبب اشعار زنستیز و خشنشان مورد انتقاد قرار گرفتهاند. نماآهنگ سال 2002 مدونا با نام «این برای یک دختر چه احساسی دارد»(Feels Like For a Girl) آن قدر از نظر تصویری خشن بود که حتی MTV از پخش مجدد آن خودداری کرد.
برای مثال بازیکنان در بازی Grand Theft Auto (پرفروشترین بازی پلیاستیشن 2) به دلیل ماشینربایی و دزدیدن مواد مخدر از مردم در خیابان و قاچاق فروشان امتیاز به دست میآورند. در بازی Carmageddon، بازیکنان برای قتل عام عابران جایزه میگیرند و صدای شکستن استخوانها به جلوههای رئالیستی اضافه میشود. در بازی Duke Nukem، تیرانداز اول، برای دستگرمی و ارتقای مهارتش، از تصاویر سکسی زنان به عنوان هدف استفاده میکند و با تیراندازی به رقاصها و خودفروشان نالان و برهنهای که التماس میکنند «مرا بکش» جایزهی فوقالعادهای دریافت میکنند. در بازی Postal، بازیکنان، نقش پستال دود (Postal Dude) را بازی میکنند که با تیراندازی تصادفی به هر کس که در برابرش ظاهر میشود، امتیاز کسب میکنند؛ از جملهی این افراد، مردمی هستند که از کلیسا خارج میشوند و اعضای یک باند دبیرستانی. این شخصیت به گونهای برنامهریزی شده که میگوید «تنها تفنگم مرا درک میکند.»
سطح خشونت در سرگرمیهای جوانان بسیار بالاست. مطالعهی ام.نت (MNet) در سال 2001 با نام «جوانان کانادایی در دنیای ناآرام» (که دریافته بود 32 درصد اطفال 9 تا 17 سال، هر روز یا تقریباً هر روز، از بازیهای ویدئویی استفاده میکنند)، نشان میدهد که 60 درصد جوانان اعلام کردهاند که ژانرهای اکشن و نبرد تن به تن ژانرها، مورد علاقه آنها هستند. استفان کلاین از دانشگاه سیمو فراسر (Simon Fraser)، در تحقیق سال 1998، خود بر روی بیش از 600 نوجوان ایالت بریتیش کلمبیا نظیر همین نتایج را گزارش داد. 25 درصد نوجوانانی که او مورد مطالعه قرار داده بود، هفتونیم ساعت در هفته از این بازیها استفاده میکردند و هنگامی که از آنها دربارهی بازیهای مورد علاقهشان سئوال شد، «اکثریت قریب به اتفاق» آنان ، ژانرهای ماجراجویانه واکنش را انتخاب میکردند.
برای نمونه، سایت «دوستداری چه کسی را بکشی؟» به شخص اجازه میدهد که ستارگان واقعی شوهای تلویزیونی را برگزیند و سپس توضیح داده میشود که بازیکنان چگونه میتوانند آنها را بکشند. و این فهرست شامل اعمال عجیب و غریبی است از خشونتهای جنسی و تنزل شأن انسانی.
سایتهایی نیز وجود دارند که تصاویر واقعی صحنه های تصادف، شکنجه، مثله کردن و آدمخواری را به نمایش میگذارند.
بسیاری از کودکان از این سایتها به عنوان نمایش آن لاین فیلمهای ترسناک و بیضرر استفاده میکنند. اما بهرهگیری گسترده از تصاویر سکسی و خشونت در این سایتها نگران کننده است. برای نمونه، در صفحهی نخست یک سایت، متنی نوشته شده که تصاویر این سایت را «با گرایش جنسی و محرک» معرفی میکند و به بینندگان هشدار میدهد که این سایت حاوی صحنههایی از مرگ، مثله کردن و قطع اعضا است. صاحب این سایت با بیان این که «علاقهمندی من به صحنههایی از مرگ، عکسهای ترسناک و مسائل جنسی ـ که هم سالم و هم طبیعی هستند ـ عموماً با بزرگسالان عضو گروهام مشترک است» سعی در طبیعی جلوه دادن فعالیتاش دارد.
شواهد نشان میدهد که سایتهای این چنینی نزد بچه مدرسهایهای کانادایی به خوبی شناخته شدهاند و والدین و معلمها اغلب از وجود این سایتها اطلاعی ندارند. در تحقیق سال 2001 ام.نت MNet)،) 70 درصد پسران دبیرستانی اعلام کرده بودند که چنین سایتهایی را دیدهاند.
وجود خشونت، انحطاط و قساوت در گسترهی رسانهها به این معنی است که کودکان در معرض سلسلهای از خشونت هستند که از طرز تفکر «درست از روبرو»ی شوهایی چون پارکجنوبی (South park) گرفته تا تصاویر اغراقآمیزی از زنستیزی و سادیسم گسترش دارند. عموماً جوانان در دستیابی به رسانههای جدید پیشقدم هستند و تحقیق ام.نت نشان میدهد که تنها 16 درصد کودکان اظهار داشتهاند که والدینشان دربارهی آنچه که آنها آنلاین انجام میدهند، خیلی چیزها میدانند. این وضعیت آشکارا مشکلساز است، با توجه به نتایج تحقیق AOL در سال 1999 که نشان میدهد، فعالیتهای آنلاین، بعد اصلی زندگی خانوادگی را تشکیل میدهند و بیشتر والدین بر این باورند که آنلاین بودن فرزندانشان بهتر از تماشای تلویزیون است.
تبلیغات











